سازمان یادگیرنده و نقش آن در یادگیری سازمانی
تعریف و مفهوم سازمان یادگیرنده و نقش آن در یادگیری سازمانی
یکی از راههای افزایش توان یادگیری سازمانی، ایجاد سازمان یادگیرنده است. سازمان یادگیرنده سازمانی است که امکان تقویت و توسعه مهارتهای یادگیری را در خود مهیا کرده است. این چنین توانایی در سازمانها دستاوردهای مهمی در بر خواهد داشت و از یک سو باعث می شود تا سازمانها در مقابل تغییر و تحولات محیطی منفعل نبوده و برای پاسخ گویی به تغییرات محیطی، تغییرات مطلوب سازمانی را در خود ایجاد کنند و از سوی دیگر تقویت و تمرین فرایندها و مهارتهای یادگیری به ایجاد و خلق دانایی جدید سازمانی منجر میشود. بسیاری از نویسندگان، توسعه تئوری سازمان یادگیرنده را مساوی با پایان عمر مدیریت سنتی با تکنیکهای مدیریت فرمان و کنترل و آغاز عصر دانش و اطلاعات میدانند. روش قدیمی به کارکنان به عنوان بخشی فاقد تفکر از یک مکانیزم بزرگ نگاه میکرد در حالی که در شیوه جدید، کارکنان عناصری خلاق و سازنده در فرایندهای کاری هستند (آمیدون[1]، 2006). سازمان یادگیرنده، سازمانی آگاهانه است که در آن، یادگیری به عنوان عنصر حیاتی در ارزشها، چشماندازها و اهداف و نیز در فعالیتهای فردی و کارکنان و ارزیابیهای آنها مورد نظر است. سازمان یادگیرنده، موانع ساختاری یادگیری را از میان برداشته، ساختارهای توانمندی را خلق نموده و مراقبت و نگهداری و ارزشیابی از یادگیری و توسعه آن را در دستور کار خود قرار داده است. سازمان یادگیرنده به عنوان یک مفهوم، حاصل ترکیب و ادغام نظرات، کارکردها و تئوریهایی است که اساس و ریشهی شکل کنونی آن را تشکیل میدهند. این مفهوم توجه بسیاری از متفکران از جمله آرگریس (1996)، سنگه (1990)، مارکوارت (1996)، گاروین (1993)، مارسیک و واتکینز (1996) را به خود جلب کرده است (شهائی و یوزباشی، 1389). مفهوم سازمان یادگیرنده ارزش زیادی برای ایجاد توانایی یادگیری و بعد از آن، آموختهها را پیوسته در دسترس همه اعضای سازمان گذاشتن، قائل است. سازمانها از منابع مختلفی میتوانند بیاموزند، آنها میتوانند از تجربههای خود یاد بگیرند، از پیمانکاران، عرضهکنندگان، شرکا، مشتریان خود و سایر سازمانها بیاموزند. البته همهی اینها به تمایل سازمان به جستجوی فرصتهای یادگیرنده از این منابع بستگی دارد و اینکه سازمان، سهیم شدن در اطلاعات را یک رفتار کاری مورد انتظار و ارزشمند برای خود قلمداد کند. به زعم سنگه نقش مدیر و سازمان یادگیرنده عبارتست از نقش طراح، معلم، مدیر برنامهای که میتواند چشم انداز فرادید مشترکی برای اعضای سازمان به وجود آورد و مدلهای ذهنی رایج و و متداول را به چالش بطلبد. او مسئول ساختن سازمانی است که در آن کارکنان، پیوسته قابلیتها و تواناییهای خود را برای شکل دادن آیندهشان گسترش میدهند و بهبود میبخشند- یعنی مدیر مسئول یادگیری است (علاقهبند، 1388).
نظریه پردازان مختلفی سعی در تعریف، توصیف و شرایط و ویژگیهای سازمان یادگیرنده داشتهاند از جمله تعاریفی که در پی میآید، تعدادی از تعاریف مختلفی است که در منابع گوناگون وجود دارند، از جمله شناخته شدهترین آنها، از سنگه است که صاحب نظران وی را اولین نظریه پرداز سازمان یادگیرنده میدانند.
با وجود اینکه تعاریف متعددی از سازمان یادگیرنده در دست میباشد ولی هنوز هم تعریف واحدی از سازمان یادگیرنده وجود ندارد. اوتالا[2] کلیه این تعاریف را در 5 طبقه دسته بندی کرده است. فلسفی[3]، انطباقی[4]، مکانیستیک[5]، آموزشی[6]، ارگانیکی[7] (عنایتی و عالیپور، 1391). به طور کلی میتوان گفت وجه اشتراک کلیه تعاریف سازمان یادگیرنده حول سه بعد کلیدی قرار دارد که عبارت است از: یادگیری، تغییر و تحول و بهبود. بعد یادگیری در برگیرنده کسب دانش جدید، بهبود مستمر، یادگیری از اشتباهات و یادگیری توسط کلیه اعضای سازمان میباشد. بعد تغییر شامل ایجاد تغییر و تحول در رفتار و فرایندهای کاربردی بر پایه دانش تحصیل شده می باشد. بعد بهبود شامل بهبود در عملکرد فردی و سازمانی بواسطه فعالیتهای انجامی به عنوان نتیجه اطلاعات آموخته شده است (ودلی[8]، 2009). در جدول 2-3 سیر تاریخی تعاریف سازمان یادگیرنده بیان شده است.
جدول2-3 سیر تاریخی تعریف سازمان یادگیرنده.
صاحبنظر | تعریف سازمان یادگیرنده |
سنگه[9] (1990) | سازمانی است که افراد بهطور مداوم در حال توسعه ظرفیتها، جهت خلق نتایج مورد انتظارشان هستند، جایی که الگوهای جدید و مبسوط تفکر پرورش یافته، اندیشه گروهی بهطور آزادانهای ترویج داده میشود و افراد بهطور مستمر در حال یادگیری چگونه یاد گرفتن هستند. |
گاروین[10] (1993) | سازمانی است که پنج فرایند اصلی که شامل: 1- حل مسئله به شکل نظاممند 2- آزمایش رویکردهای نوین 3- یادگیری از تجارب و سوابق 4- یادگیری از بهترینها (رقبا) 5- انتقال دادن دانش بهطور سریع و کارآمد، در کل سازمان است را بهکار میگیرد. |
گاروین (1994) | سازمانی است که در خلق، کسب و نشر دانش مهارت دارد و رفتارش را متناسب با دانش و بینش جدید اصلاح میکند. |
نرویس و همکاران[11] (1995) | سازمانی است که دارای ظرفیت مداوم و افزایش یافتهای جهت یادگیری، انطباق و تغییرات دارد و ساختارها، نظامها، سیاستها، اعمال و ارزشهای سازمانیاش، یادگیری به وسیله همه کارکنان را حمایت و تسریع میکند. |
پدلر و همکاران[12] (1997) | سازمانی که یادگیری برای همه کارکنان را تسهیل میکند و بطور آگاهانه، خود و محیطاش را تحول میبخشد. به زعم وی سازمان یادگیرنده دارای یازده خصیصه تسهیل کننده در این خصوص میباشد. |
دود[13] (1999) | گروهی از افراد که خودشان را برای همیشه وقف یادگیری و بهبود کردهاند. |
گریگو و همکاران[14] (2000) | سازمانی که نتایجاش را بر مبنای عملکرد بهبود یافته و به طور مداوم ارتقاء میدهد. |
رودن[15] (2001) | سازمانی که در آن همه افراد در حل مسائل درگیر هستند و سازمان جهت تجربه کردن مداوم، تغییر و بهبود، توانا میباشد و ظرفیتش را به منظور رشد، یادگیری و تحقق اهدافش افزایش میدهد. |
لویس[16] (2002) | سازمانی که در آن همه کارکنان به طور مداوم در حال کسب و نشر دانش هستند و شوق بکارگیری دانش در تصمیمگیری در فعالیتهای کاریشان را دارند. |
آرمسترانگ و فولی[17] (2003) | سازمانی است که دارای جنبههای فرهنگی، فرآیندی و ساختاری مناسبی است که حامی یادگیری میباشد. جنبه فرهنگی شامل چشماندازها، ارزشها، مفروضات و رفتارها هستند که از محیط یادگیری حمایت میکنند. جنبه فرایندی که به توسعه و یادگیری افراد از طریق شناسایی نیازهای یادگیری و تسهیل آن کمک میکند. جنبه ساختاری وسیلهای را فراهم میسازد تا فعالیتهای یادگیری حمایت و در محیط کار اجرایی گردد. |
مولانن[18] (2005) | سازمانی است که به طور آگاهانه در جهت یادگیری مدیریت میشود و یادگیری مؤلفه مهمی در ارزشها، چشم انداز و همچنین در ارزیابی و عملیات روزانهاش میباشد. |
گاروین، ادمونسون و گینو[19] (2008) | سازمانی است که دارای محیط حامی یادگیری (امنیت روانی، استقبال از تفاوتها، پذیرش ایدههای جدید) اعمال و فرایندهای یادگیری (زایش، گردآوری، تفسیر و انتشار اطلاعات) و رهبران سازمانی مشوق یادگیری هستند. |
منبع: جمالی، سیدانی[20] 2008 به نقل از عباسپور، رسته مقدم 1390