متن حكايت

زن و مرد جواني به محله جديدي اسبا‌ب‌كشي كردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد كه همسايه‌اش درحال آويزان كردن رخت‌هاي شسته است و گفت:«لباسها چندان تميز نيست. انگار نميداند چطور لباس بشويد. احتمالآ بايد پودر لباس‌شويي بهتري بخرد.» همسرش نگاهي كرد اما چيزي نگفت.

هر بار كه زن همسايه لباس‌هاي شسته‌اش را براي خشك شدن آويزان مي‌كرد زن جوان همان حرف را تكرار مي‌كرد تا اينكه حدود يك ماه بعد، روزي از ديدن لباس‌هاي تميز روي بند رخت تعجب كرد و به همسرش گفت: «ياد گرفته چطور لباس بشويد. مانده‌ام كه چه كسي درست لباس شستن را يادش داده!»

مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجره‌هايمان را تميز كردم!»


شرح حكايت

زندگي هم همينطور است. وقتي كه رفتار ديگران را مشاهده مي‌كنيم، آنچه مي‌بينيم به درجه شفافيت پنجره‌اي كه از آن مشغول نگاه كردن هستيم بستگي دارد. قبل از هرگونه انتقادي، بد نيست توجه كنيم به اينكه خود در آن لحظه چه ذهنيتي داريم و از خودمان بپرسيم آيا آمادگي آن را داريم كه به‌ جاي قضاوت كردن فردي كه مي‌بينيم در پي ديدن جنبه‌هاي مثبت او باشيم؟

فرشاد:

قابل توجه کارمندان: قبل از هر انتقادی بد نیست کمی پنجره های دیدمان را تمیز کنیم. وفقط منفی ها را نبینیم  وکمی هم مثبت ها را درگیر کنیم . 

وقابل توجه بعضی از مدیران گرامی که پنجره های  دید هایشان بسیار کثیف شده و باید عواملی که باعث کثیف شدن این پنجره ها شده را کناربزنند . از جمله آنها کارمندان چاپلوس می باشند که دست به فرمان هستند وبا داده های ناقص ( توجه داده ها  پایین ترین سطح دانش است) کدری خاصی به پنجره های دید مدیران می دهند وافت بزرگی است برای کار مدیریت لذا هر چه زودتر شسته شوند بهتر است .